سلطان محمد مطربي سمرقندي

52

تذكرة الشعراء ( فارسي )

قمرى / 1604 ميلادى و در زمان سلطنت ولى محمد بهادر خان اشترخانى ( 1013 - 1020 ق / 1604 - 1611 م ) و تقديم به ممدوح خود ، به فكر سفر هند مىافتد ، ولى بار سنگين زندگى و تأمين معاش بيست سر عائله ، مانعى بزرگ بر سر راه عملى كردن اين فكر مىشود ، تا اينكه ولى محمد بهادر خان ممدوح وى ، چشم از جهان فرومىبندد و امام قليخان اشترخانى ( 1020 - 1052 ق / 1611 - 1642 م ) به سلطنت مىرسد و به تدريج وضع زندگى مطربى ، رو به بهبودى مىگذارد و از نظر تأمين معاش ، قدرى اوضاع او بهتر مىشود و مطربى به فكر جامهء عمل پوشاندن به آرزوى ديرينهء خود ، يعنى سفر به هند مىافتد و از سال 1030 قمرى / 1620 ميلادى به تدارك سفر هند مىپردازد ، ولى او به خوبى مىداند كه با دست خالى ، نمىتواند به دربار پادشاه هند برود و در نتيجه ، پس از ملاحظه و سنجيدن قدرت خود ، به اين نتيجه مىرسد كه بهترين تحفه‌اى كه در عين حال ، سطح دانش او را در نظر حكمران هند نمايان سازد ، نوشتن تذكرة الشعرايى است كه درخور و شايستهء پادشاه هند باشد ، ازاين‌رو ، در خلال چهار سال به شهرهاى ماوراء النهر و بدخشان ، سفر كرد و شرح‌حال و نمونهء اشعار شاعران معاصر خود را جمع‌آورى نمود و در 1034 قمرى / 1624 ميلادى شروع به تأليف اين كتاب كرد و در اواخر همين سال يا اوايل سال 1035 قمرى / 1625 ميلادى آن را به پايان رساند و نام تذكرهء خود را نسخهء زيباى جهانگير انتخاب كرد كه اتفاقا حروف اين نام به گفتهء خود مطربى ، به حساب ابجد ( 1034 ) است كه سال تأليف كتاب مىباشد و در اواخر سال 1035 قمرى / 1625 ميلادى ، عازم هند مىشود . وى در طول راه چندى در بلخ و كابل توقّف نموده و به گردآورى شرح‌حال و نمونهء اشعار برخى از شاعران آن روزگار اين دو شهر مىپردازد و چنان كه خود وى در يك رباعى تصريح كرده ، بار ديگر از بلخ و كابل به وطن خود سمرقند بازمىگردد : ما سوى وطن ز بلخ چون باد شديم * از ديدن دوستان خود شاد شديم